خبرگزاری حوزه | فرج صالحی، فیلمساز مستند در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای مستند یکی از مهمترین ابزارها برای ثبت واقعیتهای جنگ و بحران است، اظهار کرد: وقتی جامعهای درگیر جنگ میشود، اتفاقات بسیاری در لایههای مختلف زندگی مردم رخ میدهد که ممکن است در روایتهای رسمی و گزارشهای خبری دیده نشود. دوربین مستند میتواند به میان مردم برود و آن بخش از واقعیت را ثبت کند که در دل زندگی روزمره جریان دارد؛ از لحظات اضطراب و دلتنگی خانوادهها تا تلاش نیروهای امدادی و مردمی برای نجات انسانها. اهمیت این تصاویر در آن است که مستند میتواند وقایع را نه فقط به عنوان یک خبر، بلکه به عنوان بخشی از حافظه تاریخی یک ملت ثبت کند. جنگ رمضان نیز از همین منظر نیازمند روایتهایی است که بتواند ابعاد انسانی، اجتماعی و عاطفی آن را به مخاطب داخلی و خارجی منتقل کند.
وی ادامه داد: در روایت جنگ نباید فقط به صدای انفجار، خرابی ساختمانها و صحنههای نظامی توجه کرد، زیرا جنگ پیش از آنکه مجموعهای از تصاویر نظامی باشد، یک اتفاق انسانی است. پشت هر ساختمان تخریبشده، خانوادهای قرار دارد که بخشی از زندگی خود را از دست داده است و پشت هر حادثه، انسانهایی هستند که با ترس، دلتنگی، انتظار و امید زندگی میکنند. مستندساز باید بتواند این لایههای پنهان را پیدا کند. اگر قرار است نسلهای آینده درباره جنگ رمضان قضاوت کنند، باید تصویری واقعی از آنچه بر مردم گذشته است در اختیار داشته باشند. اینجاست که سینمای مستند میتواند به عنوان سندی زنده و ماندگار، روایت انسانهایی را ثبت کند که در متن حادثه حضور داشتهاند.
صالحی با تاکید بر ضرورت ثبت مظلومیت مردم ایران در جنگ رمضان گفت: یکی از وظایف مهم مستندساز این است که اجازه ندهد بخشی از حقیقت در هیاهوی اخبار و روایتهای متضاد گم شود. در جنگ، هر طرف تلاش میکند روایت خودش را بر افکار عمومی غالب کند و در چنین شرایطی تصویر واقعی مردم میتواند اهمیت زیادی داشته باشد. وقتی دوربین مستند وارد خانهها، بیمارستانها، محلهای امدادرسانی و میان خانوادههای آسیبدیده میشود، میتواند نشان دهد که مردم عادی چگونه هزینه جنگ را پرداخت کردهاند. ثبت این لحظات برای مخاطب ایرانی اهمیت دارد، اما اهمیت آن برای مخاطب خارجی حتی بیشتر است، زیرا ممکن است مخاطب خارج از کشور تنها روایتهایی را ببیند که از سوی رسانههای مختلف ارائه میشود. تصویر مستند میتواند بخشی از این فاصله را از میان بردارد و واقعیت را بدون واسطه در برابر مخاطب قرار دهد.
این فیلمساز مستند تصریح کرد: برای انتقال مظلومیت ملت ایران نباید به شعار اکتفا کرد. اگر میخواهیم مخاطب جهانی با رنج مردم ارتباط برقرار کند، باید اجازه دهیم خود واقعیت سخن بگوید. تصویر مادری که منتظر بازگشت فرزندش است، پدری که در جستجوی اعضای خانواده خود میان آوار است، کودکی که با صدای انفجار از خواب میپرد یا امدادگری که ساعتها برای نجات یک انسان تلاش میکند، بسیار بیشتر از دهها جمله میتواند مفهوم مظلومیت را منتقل کند. مستند زمانی تاثیرگذار میشود که به جای تحمیل احساس به مخاطب، او را در موقعیتی قرار دهد که بتواند خودش واقعیت را ببیند و درباره آن قضاوت کند. این شیوه میتواند حتی برای مخاطبی که درباره ایران پیشداوری دارد نیز موثر باشد.
وی درباره ظرفیتهای سینمای مستند برای روایت ابعاد انسانی جنگ بیان کرد: مستند یک ویژگی مهم دارد و آن امکان زیست کردن در کنار سوژه است. خبرنگار ممکن است برای تهیه گزارش وارد یک منطقه شود و پس از مدتی آنجا را ترک کند، اما مستندساز میتواند مدت بیشتری در کنار آدمها بماند و به تدریج به لایههایی از زندگی آنها دست پیدا کند که در برخورد نخست دیده نمیشود. این حضور مستمر باعث میشود دوربین از یک عنصر مزاحم به بخشی از فضای زندگی تبدیل شود و آدمها خود واقعیشان را نشان دهند. در چنین شرایطی است که لحظات ناب انسانی ثبت میشود؛ لحظاتی که شاید در نگاه اول ساده باشند، اما وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، تصویری عمیق از جامعه در شرایط جنگی ارائه میکنند.
صالحی با اشاره به تجربه خود از مستندسازی در مناطق بحرانزده اظهار کرد: مستندساز باید بداند که هر تصویری ارزش ثبت کردن ندارد و اخلاق حرفهای در این حوزه اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی انسانی در شرایط سخت روحی قرار گرفته است، نباید صرفا برای گرفتن یک تصویر تاثیرگذار به حریم وی وارد شد. گاهی لازم است دوربین کنار گذاشته شود تا کرامت انسان حفظ شود. اتفاقا همین نگاه
اخلاقی میتواند کیفیت روایت را افزایش دهد، زیرا اعتماد میان مستندساز و سوژه شکل میگیرد. در جنگ رمضان نیز اگر بخواهیم یک روایت ماندگار تولید کنیم، باید میان ضرورت ثبت تاریخ و حفظ حرمت انسانها تعادل برقرار شود. دوربین باید شاهد باشد، نه اینکه خود به بخشی از رنج انسانها تبدیل شود.
وی افزود: یکی از آسیبهای جدی در مستندسازی جنگ این است که مستندساز به سراغ سوژههای متعدد برود، اما برای هیچکدام فرصت کافی برای شناخت و همراهی ایجاد نکند. در چنین شرایطی نتیجه ممکن است بیشتر شبیه گزارش تصویری باشد تا یک مستند عمیق. برای روایت جنگ رمضان باید به سراغ آدمهایی رفت که هرکدام نماینده بخشی از جامعه هستند و اجازه داد داستان آنها در طول زمان شکل بگیرد. ممکن است یک امدادگر، یک خانواده، یک کودک یا حتی یک فرد عادی که در جریان جنگ با یک اتفاق خاص مواجه شده است، ظرفیت یک روایت کامل را داشته باشد. هنر مستندساز این است که از میان انبوه اتفاقات، سوژهای را پیدا کند که بتواند بخشی از حقیقت بزرگتر جنگ را نمایندگی کند.
صالحی ادامه داد: سینمای مستند برای ثبت جنگ رمضان همچنین باید از کلیشه فاصله بگیرد. اگر همه آثار جنگی صرفا تصاویر مشابهی از خرابی، دود، آوار و انفجار ارائه کنند، پس از مدتی قدرت تاثیرگذاری این تصاویر کاهش پیدا میکند. باید به زندگی در دل جنگ توجه کرد؛ به اینکه مردم چگونه در چنین شرایطی به یکدیگر کمک میکنند، چگونه خانوادهها کنار هم میایستند و چگونه نیروهای امدادی و گروههای مردمی بدون توجه به تفاوتهای فردی، برای نجات دیگران تلاش میکنند. همین همدلی اجتماعی یکی از مهمترین واقعیتهایی است که باید ثبت شود. جنگ علاوه بر ویرانی، میتواند لحظاتی از ایثار، همدلی و فداکاری را نیز آشکار کند و این بخش از واقعیت نباید از روایت تاریخی حذف شود.
این مستندساز با بیان اینکه روایت جنگ باید برای مخاطب جهانی نیز قابل فهم باشد، گفت: اگر هدف ما انتقال مظلومیت ملت ایران به مردم دیگر کشورهاست، باید زبان روایت را جهانی کنیم. این به معنای کنار گذاشتن هویت ایرانی یا ارزشهای فرهنگی و دینی نیست، بلکه باید از عناصر انسانی مشترک استفاده کنیم. مادر، فرزند، خانواده، ترس، امید، دلتنگی، فقدان و تلاش برای نجات یک انسان، مفاهیمی هستند که در همه فرهنگها قابل درکاند. مستندساز میتواند با استفاده درست از این عناصر، مخاطبی را که هیچ شناختی از جامعه ایران ندارد با واقعیتهای زندگی مردم آشنا کند. در این شرایط، تصویر میتواند مرزهای زبانی و سیاسی را پشت سر بگذارد و مستقیما با احساس و وجدان مخاطب ارتباط برقرار کند.
وی تاکید کرد: برای اینکه روایت جنگ رمضان ماندگار شود، باید به آرشیو و ثبت منظم تصاویر نیز توجه کنیم. بسیاری از تصاویری که امروز در فضای رسانهای دیده میشوند، ممکن است چند روز بعد فراموش شوند، اما اگر این تصاویر به شکل حرفهای ثبت، دستهبندی و نگهداری شوند، در سالهای آینده به اسناد ارزشمندی تبدیل خواهند شد. نسل آینده باید بتواند به این تصاویر مراجعه کند و ببیند در آن روزها بر مردم ایران چه گذشت. از سوی دیگر، این آثار باید قابلیت عرضه بینالمللی داشته باشند. ترجمه مناسب، زیرنویس و دوبله به زبانهای مختلف و حضور در جشنوارههای معتبر میتواند کمک کند تا روایت ملت ایران محدود به مخاطب داخلی نماند و به دست کسانی برسد که شاید هیچگاه امکان دیدن واقعیتهای جنگ از نزدیک را نداشته باشند.
صالحی در پایان بیان کرد: جنگ رمضان نباید فقط در حافظه خبری جامعه باقی بماند، بلکه باید به حافظه فرهنگی و تاریخی ملت ایران منتقل شود و سینمای مستند ظرفیت بسیار بالایی برای انجام این وظیفه دارد. ما نیازمند آثاری هستیم که با صداقت، دقت و حفظ کرامت انسانها، آنچه را بر مردم گذشته ثبت کنند. اگر مستندساز بتواند در کنار ثبت ویرانیها، ایستادگی، همدلی، ایثار و رنج مردم را نیز به تصویر بکشد، اثری خلق خواهد شد که تاریخ مصرف ندارد. چنین آثاری میتوانند در آینده به عنوان اسناد تاریخی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند و برای مخاطب داخلی و خارجی روشن کنند که ملت ایران در جریان این جنگ چه شرایطی را تجربه کرده است. مظلومیت مردم زمانی به بهترین شکل روایت میشود که خود مردم، زندگی و واقعیتهایشان در برابر دوربین سخن بگویند.
انتهای پیام











نظر شما